تبليغاتX
راننده جرثقیل

راننده جرثقیل

امروز

وبلاگ جدید

 

 

سلام به جيگرهاي گرامي

از اين به بعد تو اين وبلاگ ديگه آپ نميكنم

آدرس وبلاگ جديدم

 

www.ranandehh.blogfa.com

http://www.ranandehh.blogfa.com 

حتما به وبلاگ جديدم سر بزنيد

نظر هم يادتون نره

خداحافظ عزيز دلم براي هميشه

 

S.............H

 

يادت نره رضا واقعا دوست داشت

همين


نوشته شده توسط راننده در دوشنبه 14 خرداد1386

 لينك مطلب      

خداحافظ

 

 

&&&&&&به نام خداوند عشق&&&&&&

 

 

 

 

 

*********ديگه تموم شد؛همين*********

 

خداحافظ براي هميشه

 

آقا فعلا مطلباي پايينو بخونيد تا بعد


نوشته شده توسط راننده در چهارشنبه 2 خرداد1386

 لينك مطلب      



  نگهداري از كامپيوتر آيا مي خواهيد سالها به عمر كامپيوتر خود بيفزاييد. در اينجا نكاتي ساده را به اطلاع شما مي رسانيم كه از كاهش كارايي و عمر كامپيوتر جلوگيري مي كند. بزرگترين دشمن كامپيوتر گرماست، كه باعث مي شود چيپ هاي و ديگر اجزاي داخلي كامپيوتر گرم شوند. و همچنين از كارايي كامپيوتر مي كاهد. اولين چيزي كه بايد چك كنيد اين است كه از جريان هوا در اطراف كامپيوتر خود مطمئن شويد. اگر كامپيوتر خود را در يك محفظه قرار مي دهيد. حتماً در پشت آن يك سوراخ دايره اي براي جريان هوا باز كنيد. به طوريكه اين سوراخ مسير هواي فن كامپيوتر شما را باز نگه دارد. تا هواي خنك بتواند از داخل كيس كامپيوتر شما بگذرد. اگر كامپيوتر را در داخل محفظه اي قرار مي دهيد، حداقل تا فضاي 10 سانتي متري پشت كيس نبايد هيچ مانعي وجود داشته باشد. تا جريان هوا برقرار شود. مطمئن شويد بالا و پشت مانيتور شما از گرد و خاك پاك شده است. كتابها، ورقهاي كاغذ، جعبه ها و ساير اشياء را روي مانيتور خود قرار ندهيد. هميشه به شكافهاي بالاي مانيتور توجه كافي داشته باشيد تا گرماي اضافي به راحتي دفع شود. اگر اين گرما دفع نشود گرماي اضافي به قطعات الكترونيكي مانيتور سرايت كرده كه نتيجه آن بهم ريختگي رنگ، لرزش تصوير و مشكلات ديگري را براي مانيتور است. كار بعدي كه مي توانيد انجام دهيد پاك كردن گرد و غبار از سطوح داخلي كامپيوتر است.اين كار را حداقل دو بار در سال انجام دهيدو هر دو سال يكبار اين كار را براي مانيتور انجام دهيد. به گرد و غبار همانند يك پتو نگاه كنيد، كه چيپهاي كامپيوتر را داغ نگه مي دارند، هر چه گرد و خاك بيشتري روي آنها نشسته باشد، بيشتر داغ ميشوند. چه ميزان گرد و خاك زياد است؟ 0.05 ميليمتر چطور است يا آنقدر كه بتوان گرد و غبار را ديد، همين ميزان كم مي تواند دماي داخلي چيپها را 5 درصد افزايش دهد. به نظر شما 5 درصد زياد نيست ! اگر بدانيد اين مقدار ميتواند سالها از عمر كامپيوتر شما بكاهد چطور؟ راحت ترين راه براي نظافت داخل كامپيوتر استفاده از يك جاروبرقي خانگي است. بعد از اينكه با يك مكنده مانند جاروبرقي آن را تميز كرديد مي توانيد از هواي فشرده (با فشار كم طوري كه به قطعات كامپيوتر صدمه وارد نشود) براي بيرون راندن گرد و غبار باقي مانده استفاده كنيد. مطمئن شويد كه پره هاي فن هاي خنك كننده را كاملاً تميز كرده ايد. فن منبع تغذيه برق و CPU و كيس را تميز كنيد. براي نظافت كي برد هم از هواي فشرده استفاده كنيد و توجه داشته باشيد كه هيچگاه براي نظافت كي برد از مايعات استفاده نكنيد. و از يك كاور براي پوشاندن كي برد در زمان بي كاري كي برد استفاده كنيد. با همين روش ساده سالها به عمر كي برد خود اضافه مي كنيد. و اما مي رويم سراغ هارد ديسك، اول از همه توجه داشته باشيد كه هارد ديسك به گونه اي طراحي شده است كه به صورت افقي نصب شود بنابراين نمي توانيد هارد ديسك را به پهلو نصب كنيد و از آن انتظار كار بيش از دو سال را داشته باشيد. 90 درصد هارد ديسكها كه به پهلو در كيس نصب مي شوند بعد از دو سال مشكل پيدا مي كنند و احتياج به تعويض دارند. اين شيوه نصب باعث فشار وارد شدن به قسمت كوچكي از بيرينگ هاي هارد مي شود و اين بيرينگ ها خراب مي شوند. ولي با نصب افقي هارد وزن هارد به طور يكنواخت در كل سطح بيرينگ تقسيم مي شود بنابراين بيرينگ هارد دچار خرابي پيش از موعد نمي شود. معمولاً هارد ديسكهايي كه روي قطعاتي كه توليد گرما مي كنند قرار مي گيرند يا بين قطعات ديگر ساندويچ شده اند و براي تبادل حرارت و جريان هوا فضاي كافي وجود ندارد زودتر دچار مشكل مي شوند. بخاطر داشته باشيد كه هارد درايو شما داراي يك موتور و قطعات متحرك است. هر چه تهويه هوا در اطراف آن بيشتر باشد راحتر گرماي اضافي را دفع مي كند و عمر آن بيشتر خواهد بود. در ضمن هارد نسبت به لرزش و تكانهاي شديد به خصوص در حال كار حساس است پس مراقب هارد ديسك خود باشيد و كامپيوتر خود را روي ميزي قرار دهيد كه محكم و ثابت است. به كامپيوتر خود اجازه بدهيد نفس بكشد و آن را تميز نگه داريد تا در سالهاي بعد هم در خدمت شما باشد.

نوشته شده توسط راننده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

سلام

 

ايول بازم برديم

پيروزي تيم قشنگمون پرسوليس رو به همه پرسپوليسيهاي باحال تبريك ميگم

ايول نيكبخت؛ايول پژمان 1-2 برديم

جمال همه پرسپوليسيا روعشقه

شب بخير

 

چرا نظر نمیدید هااااااااااااااااااان 

 


نوشته شده توسط راننده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

چه جلب

  چگونه از يک CD سوخته حداکثر استفاده را ببريم؟ (ويژه همشهريان ناخن خشکي که حتي از خير يک CD سوخته هم نميتوانند بگذرند!) 1- اگر جاسوئيچي نداريد ميتوانيد از CD به عنوان يک جاسوئيچي زيبا استفاده کنيد. 2- در داخل ماشينتان ميتوانيد از آنها بعنوان طلسم استفاده کنيد. 3- براي بازي پرتاب ديسک به جاي ديسک از CD هاي سوخته استفاده کنيد. 4- اگر پول نداريد براي بچه‌هايتان اسباب بازي بخريد، ميتوانيد آنها را با اينگونه وسايل (بلانصبت) خر کنيد و طرز بازي با نور را به آنها بياموزيد. 5- همشهريان ناخن خشکي که از هر چيزي نهايت استفاده را ميبرند از پشت CD بعنوان آينه و از روي CD بعنوان چکنويس استفاده کنند. 6- (براي آقاياني که ميخواهند از ولخرجيهاي خانمهاي خود جلوگيري کنند) استفاده از آنها به جاي دکور بر روي ديوار به جاي ظروف ميناکاري گرانقيمت و درون جادکوري به شکلهاي زيبا توصيه ميشود. 7- وقتي خسته و بيحوصله هستيد و کسي هست که زياد روي اعصاب شما راه ميرود يکي از اين CD ها را در دهان شخص وراج فرو کنيد چگونه از ترشيدگي جلوگيري كنيم؟ (ويژه دخترهای دم بخت) 1_ يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. 2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. 3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجه 4_سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين. 5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. 6_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه. 7_ پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون. 8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاهمشون خوشگل، هستند. 9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون. 10_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد. 11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه. 12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم. 13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه... 14_تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد. 15_بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه. 16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كارندارم (منضورم رو تخت خواب نيستا). 17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته: اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1 سال فاميلاتون رديفه). 18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين. 19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين. بيابان بي آب و علف - پدر، من تشنه‌ام، آب ميخواهم. : آخر پسرم، در اين بيابان بي آب و علف چگونه برايت آب پيدا كنم؟ - پدر، من آنجا آب ميـبـينم. : پسرم، آن سرابي بيش نيست. - پدر، من ديگر دارم هلاك ميشوم. : پسرم، كمي طاقت بياور، شايد باران ببارد. - ولي پدر، آن بالا كه ابري نيست. : يا شايد از زير پاهايت چشمه‌اي بجوشد. - ولي پدر، زمين زير پاي من كه از سنگ هم سخت‌تر است.... (گفتگويي كه در بالا خوانديد، ميان دو شپش روي كله كچل من انجام شده.) جديد ترين شعر سهراب سپهري سهراب سپهري 1385: هر كجا هستم، باشم به درك! من كه بايد بروم! پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... كار را بايد جست. كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد! فك و فاميل كه هيچ... با همه مردم شهر پي كار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است! پول را زير پل و مركز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو؟ بدك ني · شخص عاقل با يك كلمه مطلب را ميگيرد ولي اگر به شخص بي عقل كتك هم بزني توجه نمي كند · اگر يك رهبر عاقل داشته باشي هرگز راه را گم نمي كني · آدم عاقل طرفدار مردم و آدميت است و آدم بي عقل طرف خويشاوندان را مي گيرد · آدم عاقل به كارش اعتقاد دارد و آدم بي عقل به رويا و خوابش · مرد عاقل مبتواند از ميان هزاران مشكل با سلامت گذر كند يعني حل كند- اما مرد بي عقل از پس يك مشكل هم بر نمي آيد · آنچه مرد عاقل ميگويد بشنو و عمل كن · اگر با يك عاقل قدم ميزني از جلوش حركت كن و اگر با يك بي عقل حركت ميكني از پشت سرش حركت كن · مرد با عقل آنجه را در مي آورد در وسط ميگذارد و بي عقل در جيبش ميگذارد · مرد عاقل مواظب آتش است و مرد بي عقل به ديگ نگاه ميكند · اگر مرد عاقل اشتباه كند از خودش خجالت ميكشد واگر مرد بي عقل اشتباه كند از مردم و همراهانش · آدم عاقل كوه – مشكلات – را بدون سر و صدا برميدارد و مرد بي عقل ميان مردم تنها سرو صدا بر پا ميكند · مرد كم عقل هزاران مشكل دارد · مرد عاقل خود را از دروغ حفظ ميكند · مرد كم عقل زياد ميخوابد و مرد بي غم زياد ميخوابد · از كارت فرار نكن بلكه از كساني كه از كارت فرار ميدهند فرار كن · دانش را به عقل موجود اضافه كن و صبر را به نگراني ات · مهارت تو را به آسمان ميبرد · حتي اگر مرد خردمند بميرد سخنانش نمي ميرد · مرد با عقل با زبانش و مرد بي عقل با مشت اش شناخته ميشود · عقل از زن مانند اشياء پر ارزش از سنگ است · سر كم تحرك و كودن به پا اجازه استراحت نمي دهد · اگر با زن بي عقل ازدواج كني شما يك مريضي پيدا ميكني كه علاج ندارد · اگر به مرد بي عقل سلام كني او خواهد گفت غذاي اسبت كجاست · بجاي انكه در مهماني احمق باشي سعي كن در ذهن يك دانا باش · مرد با عقل كسي است كه ميپرسد · شاعر مردي با مردم آزمايش ميشود و يابو با بار كشي · در اخر مرد ثروتمند از گرسنگي مي ميرد · مواظب ملائي كه با ظن قدم بر ميدارد باش

نوشته شده توسط راننده در شنبه 29 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

چت

 

 

با ورود اينترنت به کشورهای مختلف، گروه های زيادی از مردم با ايجاد کلوپ های اينترنتی، از مزايای اين وسيله اعجاب انگيز در زمينه تحقيق، تبادل اطلاعات، ارسال پيام و... بهره گرفتند، اما چيزی که بيشترين وقت نوجوانان وجوانان را در اين کلوب ها صرف می کند استفاده از مسنجر و چت (گپ اينترنتی) است.
با استفاده از اين وسيله به ويژه جوانان از پشت کامپيوتر با دوستان مجازی خود در اطراف و اکناف جهان در حال گفتگو و درد و دل اند. به اين روند می توان دوستی از طريق چت گفت.

آنچه مسلم است، انسان براساس غريزه دوست دارد که کسی را دوست داشته باشد و بيشتر انسان ها تمايل دارند که جنس مخالفی را دوست داشته باشد، اما اين دوستی خاستگاه های متفاوتی دارد که باعث احساسات متفاوتی نيز می شود.

انسان ممکن کسی را دوست داشته باشد به اين علت که فرضا با او قرابت فاميلی دارد؛ پدر، مادر، برادر، خواهر و....اين دوستی توام با نوعی احترام ودلسوزی است، ولی اگر طرف دوست داشتنی ما و شما بيگانه ای باشد، احساسات متفاوت وگوناگونی می توان داشت:

ممکن کسی را دوست بداری به اين علت که از چشمان سياه و ابروان کشيده اش خوشتان آمده باشد، که اين دوستی ممکن توام با نوعی عشق و محبت باشد. ممکن کسی را دوست بداری چون که آدم منضبط يا بااستعدادی است، ممکن به اين خاطر دوستش داشته باشی که آدم خوش مشربی است. اين دوستی ها توام با نوعی احترام است. از طرفی ممکن کسی را از روی غريزه جنسی دوست بداری...

دوستی از طريق چت شبيه به بازی ای است که در کودکی زياد انجام می داديم: به اين صورت که دونفر دو جنس را که در مشت و يا جيب خود دارند، معامله می کنند بدون آنکه به همديگر نشان دهند. در اين معامله کسی حق پشيمانی ندارد


اين مقدمه را گفتم که بگويم واقعا دوستی ازطريق چت اگر به فرض نام آن را دوستی بگذاريم، در کدام نوع از اين دوستی ها می گنجد؟ مسلما در هيچ کدام.
پس چه عاملی وجود دارد که باعث دوستی از طريق چت می شود؟ چه احساسی باعث پايداری اين روابط می شود. اين نوع دوستی منتج به چه نتيجه ای خواهد شد؟

دوستی ازطريق چت تا زمانيکه دوطرف از نزديک همديگر را نديده اند، برای هميشه تازگی دارد و در حکم ابتدای کار است که طرفين گاهی با استفاده از کلمات شيرين و در مواردی با دروغهای رنگين، سعی در فريب همديگر را دارند. که بعد از ديدار، البته در صورتيکه اين ارتباط منجر به ديدار شود، ممکن اتفاقات جالبی بيافتد وم نجر به نتايج تلخ يا شيرينی شود. اين می تواند بهترين حالت برای دو طرف باشد که هر دو از کشف شان راضی باشند و در نتيجه اين دوستی ممکن است ادامه پيدا کند.

ولی حد متوسط زمانی است که هردو طرف بعداز ديدار رو در رو، هيچکدام از ديگری خوشش نيايد، که در نتيجه يکی را به خير وديگری را به سلامت!

اما بدترين حالت زمانی است که يکی از آنها راضی از دوستی شان باشد وديگری پشيمان. در اين حالت برای هردو طرف مصيبت بار خواهد بود.

البته اين حالات همه در زمانی است که ديدار ممکن باشد، اما اگر پسری از افغانستان با دختری در فلان شهر آمريکا گفتگو کند، اين گفتگوی دوستانه، به دليل اختلافات فرهنگی و اقتصادی و غيره، بيشتر شبيه به هذيان و گفتگو با ديوار است! مگر انکه طرفين، يا يکی از طرفها، در پی گرفتن اطلاعاتی فرهنگی، سياسی و اجتماعی از طرف ديگر باشد.

در آخر می خواهم بگويم که دوستی از طريق چت شبيه به بازی ای است که در کودکی زياد انجام می داديم: به اين صورت که دونفر دو جنس را که در مشت و يا جيب خود دارند، معامله می کنند بدون آنکه به همديگر نشان دهند. در اين معامله کسی حق پشيمانی ندارد.

دوستی از طريق چت، شبيه همان بازی کودکانه است، مگر آنکه خوش شانس باشی....


نوشته شده توسط راننده در شنبه 29 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

بهترين جكها

 

 

قزوینیا به برادر زن میگن: نون زیر کباب

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو سرويس. بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!

آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

يه روز به تركه مي گه ماتيز گرفتم ... تركه مي گه از ايدز بدترهB-)

تركه زنگ ميزنه ۱۱۸ ميگه : ببخشيد شماره تلفن ۱۱۰ چنده!!!:army

عربه ميره تو طويله، گاوش شروع ميكنه ميگه: مــا مــا مــا... عربه ميگه: ولك ما بيشتر


نوشته شده توسط راننده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

عشق

 

سپيده Sepideh سپيده Sepideh سپيده

اگه روزی خواستی گریه کنی به من بگو . . . قول نمیدم بتونم بخندونمت . . .

ولی می تونم باهات گریه کنم . . .

اگه خواستی روزی از اینجا بری به من بگو . . . قول نمیدم تورو از زفتن باز دارم . . .

ولی می تونم باهات بیام . . .

اگه روزی نخواستی صدای کسی رو بشنوی . . . به من بگو قول میدم سکوت کنم . . .

ولی اگه روزی صدام کردی و پاسخی نشنیدی . . . زود بیا و منو ببین . . .

شاید این من باشم که با تسلای تو نیاز دارم . . .

اگه زندگیم فنا شه طعمه ی خشم خدا شه

یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه

پرپر

 

علاقه شديد قلبي

 

دفتر عشـــق كه بسته شـد

 

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنو اين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــ

ـــــــــــ

ـــــــ

ــــ

حالا كه خودت ميخاي بري فقط يه چيز واونم اينكه خداحافظ


نوشته شده توسط راننده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

مطلب پند آموز

 

 

فردي از پروردگاردرخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان

دهد خداوند پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در

اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نا اميد و در

عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته

قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به

دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت :

اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست

مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان

قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد

گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق

ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟


خداوند تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد

گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در

دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش

غذايي بگذارد


نوشته شده توسط راننده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

بحث استاد با شاگرد زرنگ

 

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟!
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند...


آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟


شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: "بله او خلق کرد"


استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"


شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"


استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"


شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.


شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"


استاد پاسخ داد: "البته"


شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "


شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.


مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."


شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"


شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"


استاد زیاد مطمئن نبود. پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."


و آن شاگرد پاسخ داد: " شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.


نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن!!!

 

 


نوشته شده توسط راننده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386

 لينك مطلب      

 

 

 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com

·▪•● بزرگترين لينک باکس ( اينوکس) ●•▪·˙

delnobahar

webloger site

مخالفم و امضاء می کنم